1
کارشناس ارشد حقوق خانواده، گروه حقوق، واحد خمینیشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران.
2
استادیارگروه حقوق، واحد خمینیشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران
3
دکتری حقوق جزا و جرم شناسی، گروه حقوق، دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری، تهران، ایران.
10.22034/ejs.2024.463186.1842
چکیده
زمینه و هدف: آنانسفالی یک اختلال شدید مغزی است که به دلیل نقص در کانال عصبی پدید میآید و به دلیل عدم بسته شدن در انتهای کانال عصبی ادامه پیدا میکند. کودکان با این اختلال بدون قسمت جلوی مغز و نیمکرههای مغزی میباشند و دچار سطح بالای اختلال شناختی و درکی میباشند. این کودکان معمولا نابینا، کر و دچار عدم سطح هوشیاری هستند و درد را احساس نمیکنند. هدف مقاله حاضر بررسی اهدای اعضا کودکان آنانسفالی در فقه شیعه است. مواد و روشها: مقاله حاضر توصیفی- تحلیلی است. مواد و دادهها نیز کیفی است و از فیشبرداری در گردآوری مطالب و دادهها استفاده شده است. ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است. یافتهها: یافتهها نشان داد در حقیقت کودکان آنانسفالی بدون مغز متولد میشوند و از همان آغاز تولد دچار زندگی نباتی خواهند شد. در فقه شیعه این کودکان تا حدود زیادی قابل مقایسه با افرادی هستند که دچار مرگ مغزی شده اند. در مقایسه بین کودکان آنانسفالی و بیماران دچار مرگ مغزی، باید بیان داشت که در حقیقت این کودکان در اساس مغز ندارند؛ اما بیماران مرگ مغزی شده مغز دارند؛ فقط مرده است. بنابراین به طریق اولی احکام مردگان مغزی بر کودکان آننسفالی بار میشود. با توجه به اینکه فقهای شیعه اجازه برداشت مردگان مغزی را دادهاند. بنابراین اجازه برداشت اعضای کودکان آنانسفالی نیز وجود دارد. نتیجه: نتیجه اینکه با توجه به قاعده اضطرار حتی در مواردی اجازه پدر و مادر در اهدای عضو کودک نیاز نمیباشد.