1
دانشجوی دکتری گروه فقه و حقوق اسلامی، واحد یادگار امام خمینی(ره) شهر ری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2
استادیار گروه فقه مبانی و حقوق اسلامی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی یادگار امام خمینی(ره) شهر ری، تهران، ایران.
3
دانشیار گروه فقه و حقوق اسلامی، واحد یادگار امام خمینی(ره) شهر ری، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
10.22034/ejs.2024.463870.1846
چکیده
زمینه و هدف: میانجی گری و حل اختلافات افراد، یکی از مهمترین راه های عدالت ترمیمی، قضازدایی و کاهش پروندههای قضایی است. بر همین اساس هدف مقاله حاضر، بررسی مبانی فقهی نهاد میانجی گری در اسلام است. مواد و روشها: مقاله حاضر، توصیفی تحلیلی است. مواد و دادهها نیز کیفی است و از فیشبرداری در گردآوری مطالب و دادهها استفاده شده است. ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است. یافتهها: یافتهها نشان داد، آیات و روایات، عقل و اجماع مهمترین مبانی فقهی نهاد میانجیگری در اسلام است. در قصاص و تعزیرات و هم چنین در جرائم حدی ناظر به حق الناس مانند حد قذف و سرقت قبل از شکایت نزد حاکم نیز میتوان نزد شاکی میانجیگری کرد؛ ولی در نظام حقوق ایران میانجیگری، صرفاً معطوف به جرائم تعزیری کم اهمیت شده است. نتیجه: نتیجه اینکه در نظام حقوق ایران، میانجیگری، صرفاً معطوف به جرائم تعزیری کم اهمیت شده است. موضع مقنن در ماده 82 قانون آیین دادرسیکیفری و اختصاص میانجیگری به جرائم تعزیری درجه 6 تا 8 مبنای شرعی نداشته و فاقد توجیه لازم است.