1
دانشجوی دکتری حقوق خصوصی، گروه حقوق، واحد پردیس البرز، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2
دانشیار گروه حقوق خصوصی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3
استاد گروه حقوق خصوصی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
4
دانشیار گروه حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران.
10.22034/ejs.2024.461899.1832
چکیده
زمینه و هدف: تجزیهپذیری یا تجزیه ناپذیری دعوی یکی از موضوعات و مسائل مهم آئین دادرسی مدنی است که تبیین آن اهمیت و ضرورت بالایی دارد. تعیین آثار دعاوی تجزیهناپذیر، متضمن آثار مثبت هم برای وکلای دادگستری و هم دادرسان دادگاه ها است. بر همین اساس هدف مقاله حاضر بررسی اثر دعاوی تجزیهناپذیر بر توقیف دادرسی و استرداد دعوی است. مواد و روشها: مقاله حاضر توصیفی- تحلیلی است. مواد و دادهها نیز کیفی است و از فیشبرداری در گردآوری مطالب و دادهها استفاده شده است. ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است. یافتهها: یافتهها نشان داد در دعاوی متعدد غیر قابل تفکیک، اگر موجبات توقیف یکی از دعاوی حادث شود دعوای دیگر نیز متوقف میشود و در دعوای واحد با تعدد اصحاب دعوا که دعوا از حیث تعدد خواهان ها و یا تعدد خواندگان قابلیت تجزیه را ندارد، فوت یا حجر یا زوال سمت یکی از اصحاب دعوا باعث توقف دادرسی نسبت به کلیه اصحاب دعوا میگردد. نتیجه: نتیجه اینکه در دعاوی متعدد، استرداد یکی از دعاوی ملازم های با استرداد دعوای دیگر ندارد؛ چه دعاوی قابلیت تفکیک از یکدیگر را داشته باشند و چه نداشته باشند. در دعوای واحد با تعدد اصحاب دعوا نیز درصورتیکه دعوا از حیث تعدد خواهان ها و یا تعدد خواندگان قابلیت تجزیه را نداشته باشد، استرداد دادخواست یا دعوا از جانب هریک از خواهان ها یا نسبت به هر یک از خواندگان پذیرفته است و باعث میشود باقیمانده دعوا قابلیت استماع را از دست بدهد.