1
، دانشجوی دکتری گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشکده علوم انسانی، واحد بابل، دانشگاه آزاد اسلامی، بابل، ایران.
2
استادیارگروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشکده علوم انسانی، واحد بابل، دانشگاه آزاد اسلامی، بابل، ایران.
10.22034/ejs.2022.332351.1184
چکیده
زمینه و هدف: شرکتهای سهامی از نظر حقوقی و اقتصادی یکی از شرکتهای مهم تجارتی محسوب شده قالب و رابطه حقوقی که معرف حدود اختیارات و وظایف مدیران باشد، تحت عنوان ماهیت و جایگاه حقوقی مدیران از اهمیت بالایی برخوردار است. در این مقاله تلاش شده، وکالتی بودن جایگاه مدیران در شرکتهای سهامی خاص از منظر فقهی و در پرتو قانون تجارت بررسی شود. مواد و روشها: مقاله توصیفی تحلیلی بوده و با استفاده از روش کتابخانهای به بررسی موضوع پرداخته شده است. ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است. یافتهها: از منظر فقهی نظریه وکالت نمیتواند تبیین کننده جایگاه مدیران در شرکتهای سهامی خاص در قانون تجارت باشد. شرکتهای سهامی خاص داری شخصیت حقوقی خاص خود است که طی آن سهامداران دائماً تغییر میکنند. در واقع به سادگی با تغییر حقوق و سهام خود، تغییر میکنند. از طرفی شخصیت حقوقی شرکت از شخصیت حقوقی شرکاء جدا بوده و با فوت و حجر سهامداران ارکان شرکت متزلزل نمیشود. نتیجهگیری: در شرکتهای سهامی خاص، مدیران یکی از ارکان شرکت و جزئی از بدنه شرکت تلقی میشوند. نظریه رکنیت حاوی دو جنبه است؛ یکی در رابطه شرکت با اشخاص ثالث که مبین اختیارات کامل برای مدیران است و دیگری در رابطه مدیران و شرکت که مدیران باید در چهارچوب اختیارات اعطایی عمل نمایند. نظریه رکنیت مدیران برای شرکت که مفید اختیارات کامل برای مدیران میباشد در حقوق تجارت ایران پذیرفتهشده است.